محدود کردن و یا نادیده گرفتن حق طبیعی یک انسان به دست انسانهای دیگر داستان غم انگیز زندگی انسان بر روی زمین است. با پیشرفت جامعه های بشری و توسعه علم و فلسفه، نگاه انسان به انسان دیگر و رعایت حقوق انسانی پیشرفت کرد و با پیدایش مکتب هایی مانند اومانیسم ( اصالت فرد) پایه های دانش جامعه شناسی مدرن بنا نهاده شد. در تعریف امروزی حقوق اولیه انسانها بر پایه ی اصالت ذات اوست و نرم کهنه اصالت ویژگیهای جنسی، قبیله ای، قومی، زبانی، دینی، مذهبی و تمایلات سیاسی، برای ارزش گذاری حقوق انسانها، بکلی نا پذیرفتنی است. شوربختانه، با وجود همه ی این دگرگونی ها در دنیای آزاد، هنوز هم شاهد نقض روزمره حقوق بشر میلیونها انسان بیگناه در سراسر جهان هستیم.

اگر چه انسان توانست دوران سیاه حکومت های مذهبی را محکوم کند و در بیشتر کشور ها به آن پایان دهد و برده داری را پشت سر بگذارد ولی نتوانست از نقض کامل حقوق بشر و تبعیض علیه انسانها جلوگیری نماید و هنوز شاهد تبعیض میان زن و مرد، دارا و تهی دست، کارگر و کار فرما و بالا دست و زیر دست و سدها مورد دیگر هستیم.
آنچه بیش از هر چیز مایه ی شوربختی است آنست که کشورهایی که مبارزه با نقض حقوق بشر را یدک میکشند، برای رسیدن به خواستهای مادی و اقتصادی شان، خود از بانیان ایجاد شرایط و امکانات نقض پیوسته ی حقوق بشر هستند. نمونه با ارزش این دورویی، روی کار آوردن و پشتیبانی از رژیم تبهکار و سرکوبگر جمهوری اسلامی در ایران است که توسط سیاستمداران و گردانندگان همان کشورها ایجاد شد. اکنون چهل سال است که این رژیم به نقض پی در پی حقوق بشر و سرکوب در ایران و در خاورمیانه ادامه میدهد و این یاستمداران که پیوسته طبل حقوق بشر را میکوبند در مورد ایران خاموشند.
هفتاد سال پیش پیرو تبهکاری های جنگ جهانی دوم، سران کشورهای برنده جنگ ناگزیر شدند به اندیشمندان انسان دوست پروانه دهند تا منشوری جهانی برای پایه گذاری حقوق بشر بریزند. این منشور ریشه هایش در تمدن ایرانی قرار داشت که در آن جایی برای برده داری و تمایز های جنسی، قبیله ای، قومی، زبانی، دینی، مذهبی و تمایلات سیاسی وجود نداشت. با وجود آنکه پیشرفتهای چشمگیری در احترام به حقوق بشر در جهان دیده میشود ولی در مورد ایران بیش از اسکلتی از این منشور باقی نمانده، آنهم به گونه ی ابزاری در دست قدرتهای  بزرگ برای بدست آوردن منافع بیشتر.
ما ایرانیان میبایست همیشه بیاد داشته باشیم که اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد  2500 سال پس از اعلامیه حقوق بشر کورش کبیر نوشته شده و در حالیکه برده گیری و برده داری هزارها سال در فرهنگ ایرانی غیر انسانی شناخته میشد درکشورهای اروپایی تنها در چند سده پیش برده داری از بین رفت. همچنان که غربیان همیشه فرهنگشان را برخ جهانیان میکشند، ما ایرانیان هم میبایست کوشش کنیم افتخار و احترام فرهنگی و تاریخی ایران و ایرانیان را تقویت نماییم تا جوانان ایرانی درداخل بتوانند غرور ملی از دست رفته شان را باز پس گیرند. زمان آن رسیده است که این جوانان در برابر رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی، برای باز پس گرفتن ایران و تمدنش و جلوگیری از نقض بیشتر حقوق بشر ایرانیان، بر پا خیزند.
به امید روزی که سازمان ملل متحد و دیگر سازمانهای جهانی و همه ی مردمان آزاد اندیش بتوانند با مبارزه ی پیگیر شرایط تاسف بار حقوق بشر را بهبود دهند و به آنچه حق طبیعی انسانها ست به رسانند ما هفتادمین سالگرد این منشور را بزرگ میداریم.

آذرماه  2577 برابر 1397
جبهه همآهنگ مبارزان ایران

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

original_2585.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image23.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید