پس از آتش سوزی در نوتردام پاریس، و سیل کمک های ثروتمندان فرانسه و سراسر دنیا برای دوباره سازی این بنای زیبای تاریخی، برخی از نشریات دولتی، با بی انصافی ایرانیان را مردمانی بی توجه به میراث فرهنگی و بی علاقه به وطن خودشان خوانده اند.

خبرگزاری مهر در مطلبی تحت عنوان «رگ میلیونرهای ایرانی برای حفظ میراث فرهنگی بیرون می‌زند؟» می نویسد: «مردمان کشورهای دیگر حاضرند از درآمد خود برای حفظ میراث کشورشان هزینه کنند اما چرا در ایران چنین افرادی پیدا نمی‌شوند. چرا هیچ وقت میلیونرها و میلیاردهای ایران دست به چنین کارهای خیرخواهانه برای حفظ میراث فرهنگی کشورشان نمی‌زنند؟ چرا میلیونرهای آنها دست به جیب می‌شوند و میلیونرهای ایرانی دست از جیب بیرون نمی‌آورند؟» (1)

یکی از نگرانی های این روزهای فرهنگ دوستان، علاوه بر ویرانی برخی از میراث فرهنگی و تاریخی ایران به دلیل سیل های اخیر، شنیدن خبر ریزش بخشی از سقف تاق کسرا ست؛ اثری استثنایی از دوران باستان که، علاوه بر جایگاه ويژه ای که در تاریخ ایرانیان دارد، به عنوان نمونه ای از تجربه های یگانه ی معماری مورد توجه اهل هنر و فرهنگ جهان بوده است.

          تاق کسرا، تا قبل از فرو ریختن حکومت دیکتاتوری صدام، به دلیل توجه دولت عراق آن زمان به میراث فرهنگی در راستای کشاندن توریست ها به عراق، وضعیت خوبی داشت. حتی اداره ی میراث فرهنگی عراق پرونده ی تاق کسرا را برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو آماده کرده بود. در عين حال از آنجا که صدام دشمن ایرانیان بود، می خواست تاق کسرا را، به عنوان نمادی از پیروزی اعراب صدر اسلام بر امپراتوری بزرگ ساسانیان، حفظ کند و به رخ ناسیونالیست های افراطی طرفدار خود بکشد.

هموطنان عزیز، دوستداران میراث فرهنگی

همزمان با جاری شدن سيل های اخير خبرهای ناگوار ديگری نيز درباره ی وضعیت برخی از آثار تاریخی و میراث های فرهنگی ایرانیان به دست ما می رسد مبنی بر اينکه، به دلیل بی توجهی و عدم نگاهداری و نگاهبانی مسئولین دولتی از اين آثار، صدماتی جدی به برخی از اين يادگارهای ارزشمند وارد آمده است. گذشته از خبرهای داخلی، در این روزها خبر بسیار تلخی داشته ایم که لازم می بینیم توجه جدی شما را به آن جلب کنیم.

آنطور که گفته می شود، بیش از یک متر از سقف يا تاق بنای عظیم و با شکوه تاق کسری، یا ایوان مداین، فرو ریخته و بخشی از تاق نیز ترک برداشته و خطر ریزش کامل آن هم وجود دارد.

تاق کسری، یا ایوان مداین، برجسته‌ترین یادگار دوران ساسانی، در «تیسفون» باستانی (عراق کنونی) قرار دارد و جزو معماری های استثنایی و زیبای جهانی شناخته می شود. این اثر اگر چه در ایران امروز قرار ندارد اما اثری ست ساخته ی نیاکان ما، و یکی از مهمترین بازماندگان هویت ایرانیان است. این اثر در جریان حمله اعراب دچار ویرانی شد و اشیای آن به غارت رفت.

همه می دانیم که «سیزده به در» یکی از چند روز نیایش سالانه ی ایرانیان در دوران باستان برای آمدن باران و بارور شدن گیاهان بود که به دلایلی ناروشن تبدیل به یک روز مشخص در آخرین روز نوروز شد. در آن روزهای نيايش، که بیشتر در بهار و تابستان برگزار می شد، نیاکان ما، زن و مرد و پیر و جوان، به دشت و صحرا می رفتند و با رقص و آواز و شادمانی از خدایان می خواستند که باران ببارانند و سال تازه را برای آن ها پربرکت کنند. نیایش نیاکان ما هم هميشه همراه با شادمانی و رقص و آواز بود. چرا که آن وقت ها هنوز سرزمین ما را مهاجمين نومسلمان اشغال نکرده بودند که «گریه را ثواب بدانند».
آن روزگاران هنوز ریشه و دليل رویدادهای طبیعی شناخته شده نبود و مردمان بی بهره از دانش های امروزی ما ،در گوشه و کنار جهان هر رعد و برق و باران و سیل و زلزله را دلیلی بر مهر یا خشم خدا یا خدایان می دانستند. (اما نه همچون حاکمان اسلامی امروز که زلزله را به بی حجابی ربط دهند و سیل را به اهانت به امام).
ایرانیان روزگار باستان نیز، همچون دیگر مردمان جهان آن روزگار، خدایان و فرشتگانی داشتند و در زمان های نياز به آن ها متوسل می شدند. مثلا ما خدایی داشتیم به نام «آناهیتا»؛ ایزد بانویی که همه ی آب های جهان از آن او بود. يا فرشته ای داشتیم به نام «تیشتر» که کارش نگهبانی از باران بود و هر سال به هنگام بهار با «اپوشه»، دیو خشکسالی، می جنگید و اگر پیروز می شد مخازن باران را بروی دشت و صحرا و جنگل های ما می گشود!

هم‌میهنان عزیزم،

فرا رسیدن نوروز باستانی را به همه شما عاشقان ایران‌زمین شادباش می‌گویم و آرزو می‌کنم که سال پیش رو، سال بهروزی و پیروزی برای ایران و ایرانیان باشد.

نوروز، این جشن هزاران ساله، یکی از مهم‌ترین پایه‌های پایداری هویت ملی، فرهنگ ایرانی و تمدن تاریخی ما است و نویدبخش تحقق آرمان‌ها و آرزوها، و پیام‌آور دوستی، محبت و شادزیستن در سرزمین اهورایی‌مان.

هم‌میهنانم،

نوروز، این سفیر زیبای بهار، دوباره می آید، دوباره خوشه های گندم  را بر خاک مان می نشاند، دوباره آسمان مان را آفتابی می کند، و دوباره آتش عشق را در جان مان شعله ور می سازد. با هر قدمی که برمی دارد، آوای شادمانی از زمین بر می خیزد و  فضا از عطر لاله و سنبل انباشته می شود؛ و به هر سو که نگاه می کند هزاران نرگس مست بی تاب می شوند.

نوروز دوباره می آید. برای اوست که مردمان خانه ها و کوچه هاشان را از غبار، و دل هاشان را از  بدی پاک می کنند. برای اوست که آتش می افروزند، و سرود خوانان از  فرازش می گذرند. برای اوست که سفره ای از هدایای طبیعت پهن می کنند و درکنارش شمع و شراب و شیرینی می گذارند.  و برای اوست که می رقصند و می خندند و بر گونه و لب عزیزان و مهربانان شان بوسه می زنند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

Shiraz1.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image21.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید