امروز امین قاسمی، مدیرکل میراث فرهنگی لرستان به خبرنگاران اطلاع داد که «پل تاریخی بهداری» توسط عوامل شهرداری ویران شد. به گفته ایشان «نیمه شب گذشته، (سه شنبه 14 آبان 98)، عوامل شهرداری خرم آباد بدون کسب مجوز و استعلام از اداره کل میراث فرهنگی نسبت به تخریب این پل تاریخی اقدام کردند که به محض اطلاع یگان حفاظت کل میراث فرهنگی عملیات متوقف شد»

باید توجه داشت که طبق قوانین موجود برای تخریب هر بنای تاریخی باید رسما و به طور کتبی اجازه نامه ای از میراث فرهنگی داشت. ولی پس از انقلاب اسلامی، به ويژه در دو ده گذشته این نوع ویرانی های عمدی به طور مرتب و در هر شهر و استانی اتفاق افتاده است. پروسه ویرانی و واکنش های سازمان میراث فرهنگی هم همیشه تقریبا یکسان و شبیه به هم بوده است: ابتدا سازه ای را ویران می کنند، بعد سازمان میراث فرهنگی داد و بیداد راه می اندازد و آن را متوقف می کند، و اعلام می کند که بدون اجازه آن ها این عمل صورت گرفته است، بعد ویران کنندگان اعلام می کنند که اجازه داشته اند، و در بسیاری از موارد سند کتبی هم نشان می دهند، و بعد از چند روز و حداکثر دوسه هفته سر و صداها می خوابد و در محل ویران شده ساختمان تازه ای، جاده ای، مجموعه آپارتمانی، و ... و ساخته می شوذ.

به بهانه فرا رسیدن روز کورش بزرگ پدر ایران زمین و بنیانگذار فرهنگ آشتی و همگرایی در میان جهانیان و رهبری که تا به امروز مانند او در هیچ کجای جهان یافت نشده.
کورش بزرگ از سربلندیهای ایران و همه ایرانیان است، کسی که درست ناهمگون با بسیاری از فرمانروایان تاریخ، در اوج نیرومندی، باور راستین “آزادی مردمان” (حقوق بشر) را به جهانیان آموخت، گوهر والایی که جهان امروز بسیار به آن نیازمند است.

در زیر گزیده‌ای از سخنانی می آید که بزرگان جهان، در باره کورش بزرگ گفته‌اند، بزرگمردی که ایرانیان او را “پدر” و تورات او را “مسیح” و یونانیان او را “سرور” و “قانونگذار” می‌نامند. دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او گواهی داده‌اند:

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :

در جهان امروز برجسته ترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا هوشمندی و بزرگی او در بنیانگذاری نخستین امپراتوری جهان، همانند با ساختار نوین دولتهای فدرال، که برای چندین سده در ایران پا بر جا ماند، مایه شگفتی همگان است. دادن آزادی به یهودیان و ملتهای دیگر و کشورهای شکست خورده که در گذشته هرگز نمونه اش دیده نشده است، از شگفتی های اوست .

پس از ویران کردن های مکرر میراث های تاریخی، به بهانه هایی چون عمران و آبادانی، و بعد از خصوصی سازی بناهای تاریخی و تبدیل آن ها به قهوه خانه های سنتی و هتل، اکنون به میمنت و مبارکی آغاز کار «وزارت میراث فرهنگی و گردشگری» یک قدم بلند دیگر برای نابودی بناهای تاریخی برداشته شد.

اولین اقدام یا تجارت «وزارت میراث فرهنگی»، فروش یا واگذاری خانه های تاریخی به اشخاصی ست که می خواهند آن ها را تبدیل به «هاستل» و «بوتیک» و «کافی شاپ» کنند.

تعجب نکنید، بله، هاستل و بوتیک و کافی شاپ! این بار سودجویان با کمک مستقیم دولت علاوه بر این که خانه های تاریخی را تبدیل به خوابگاه و فروشگاه و قهوه خانه می کنند، با گذاشتن نامی فرنگی بر آن ها، هم هویت اصلی این بناها را تغییر می دهند، هم جیب جوان های بی خبری را خالی می کنند، که مجذوب نام های غربی اند.

چند هفته پس از بسته شدن نود «مدرسه ی طبیعت» به خواست آیت الله ها و بنا به فرمان سازمان محیط زیست، اکنون سازمان میراث فرهنگی، دستور انحلال یک مرکز آموزشی بسیار مهم را صادر کرده است.

این مرکز که با عنوان «مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی» (1) شناخته می شود در کاخ نیاوران، و در جایی قرار دارد که قبل از انقلاب مدرسه ی شاهزاده رضا پهلوی و تعدادی از فرزندان کارکنان دربار بود. پس از انقلاب (1357) کل کاخ نیاوران به تصرف انقلابیون مسلمان درآمد. در سال 1364 آن را به سازمان میراث فرهنگی سپردند(2) و در سال 1368 با تلاش برخی از اساتید فرهنگ دوست، بخشی از کاخ که قبلا نیز مدرسه بود، تبدیل به مرکزی شد برای تربیت نیروی متخصص در سه حوزه ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.

مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی، برخلاف بیشتر مدارسی که زیر نظر مستقیم حکومت اداره می شوند به دلیل اساتید متخصص و آشنا به امور آموزشی، از بدو تاسیس توانسته بود کارشناسان ماهری در رشته های باستانشناسی، مردم شناسی، موزه داری، حفاظت و مرمت آثار و اشیای تاریخی، هنرهای سنتی و دستی تربیت کند.

*مقاله زیر مختصری از مجموعه گزارشات مربوط به رخدادهای پس از بهار عربی و استیلای داعش بر برخی از سرزمین ها بین سالهای 2011 تا 2016 تهیه شده است.
جامعه بینالملل از میزان تخریب بناهای منحصر به فرد فرهنگهای مختلف خاورمیانه و از غارتهای بی‌شرمانه آثار هنری و فرهنگی در محدوده های تحت کنترل داعش و القاعده و گروههای مسلح تندروی دیگر، وحشتزده است. همچنین، بسیاری از آثار باستانی در مناطق جنگی و درگیریهای داخلی به خاطر بمباران هوایی، گلوله های توپخانه به نحوی غیر قابل جبران تخریب میشوند.
نقاط مهم باستانشناختی که ارزشی منحصر به فرد برای بشریت داشته اند، در عراق، سوریه، یمن و لیبی غارت و نابود شده اند. ساده انگاری است اگر باور کنیم این فرایند بعد از بهار عربی در ۲۰۱۱ آغاز شده است، چرا که نیروهای ائتلافی در ۲۰۰۳ نتوانستند به خاطر خلا قدرت، مانع تخریب و غارت عتیقه ها و آثار تاریخی توسط شبه نظامیان مسلح بعد از اشغال عراق شوند. بنا به گفته مصطفی امین، مدیر شورای عالی عتیقه های مصر، بیش از ۱۷۰ هزار اثر باستانی و هنری عراقی از زمان جنگ عراق دزدیده و قاچاق شده است.
با این وجود، این فاجعه فرهنگی بعد از قدرت یافتن متعصبان جهادی در بخشهایی از جهان عرب ابعادی تاسفبار یافته است. در برخی موارد، تخریب برنامه ریزی شده و هدفمند است، مثل شهرستان باستانی هاترا در عراق، که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داشت و از دوران اشکانیان در قرن سوم پیش از میلاد باز مانده بود که به وسیله عوامل وحشی دولت اسلامی، با خاک یکسان شد. مورد دیگر، نابودی آثار باستانی اکدی و آشوری در موزه موصل بود، مجموعه ای که زمانی بسیار بزرگ و گسترده بود. مثالهای فراوانی از تخریب بناها در عراق و سوریه وجود دارد که همگان از آن باخبرند. این افراد متعصب به مساجد متعددی که با معیارهای دگماتیک و جزمیشان منطبق نبوده اند هم رحم نکرده اند.

روز گذشته رسانه های داخلی خبر از تخریب یکی از دیوارهای آرامگاه «یعقوب لیث صفاری» دادند.(*) در این خبر گفته می شود تخریب این آرامگاه که در «فهرست میراث ملی ایرانیان» به ثبت رسیده، در حین عملیات مرمت آرامگاه صورت گرفته است. اما یکی از دوستداران میراث فرهنگی در ایران به بنیاد میراث پاسارگاد نوشته است که: «خراب کردن دیوار ضلع جنوبی آرامگاه ـ به دلایلی ـ از ابتدا جزو پروژه سازمان میراث فرهنگی بوده، و این سخن که می گویند، مرمت کاران اشتباه کرده اند، دروغ است» اما او هم دلایل خراب کردن این دیوار را نمی داند!

برای دوستداران میراث فرهنگی چهل سال است که خبر ویرانی آثار تاریخی و فرهنگیِ غیر مذهبی ایرانیان به صورت کابوسی تلخ تکرار شده است. هر چند وقت یکبار، خبر ویرانی بناهایی را می شنویم که به خاطر تعریض جاده ای، بزرگ کردن میدانی، گسترش فضای امامزاده و یا مسجدی، دفن «شهدای جنگ»، و یا «اشتباه مرمت کاران» انجام گرفته است. و همه ی این ها زیر نظر و یا با اجازه مستقیم «سازمان میراث فرهنگی و گردشگری» حکومت اسلامی بوده است.

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

perspolis2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image23.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید