این روزها، در بیشتر سرزمین های جهان، مردمان بسیاری در شور و گرمای برگزاری «روز عشق» هستند. عشق! همان که «از هر زبان که می شنوی نامکرر است»، همان مهرآفرینی که خورشیدوش می آید و مرز نازک بین زشت و زیبا، بد و نیک، و جنون و خرد را به نگاهی و لبخندی و کلامی دلیرانه می شکند تا از مرزهای حيوانی به سرزمين انسانِ رها از وحش پا گذارد و بر تارک والای خرد او لم دهد.

در این سوی جهان، این جا که مردمان به آزادی و دموکراسی (نسبت به سرزمین های دیگر جهان) رسیده اند و می توانند از بالاترین آزادی های شخصی و بسیاری از آزادی های سیاسی و اجتماعی برخوردار باشند، می بينيم که، به موازات بالا رفتن این آزادی ها، عشق نيز ارزش و اعتباری بیشتر پیدا کرده است؛ چرا که، به باور من، عشق زاده ی آزادی است.

در آستانه ی جشن ملی سده هستیم؛ یکی از بزرگترین جشن های آتش که از دیرباز برای ايرانيان به یادگار مانده است. اين جشن، علاوه بر ستایش آتش و نور - که همواره در گوهر فرهنگ ایرانی ما وجود داشته، جشنی آئينی برای گستراندن همبستگی و همکاری اجتماعی بوده است. هر ساله، در روز دهم بهمن ماه، مردمان ايرانی، با هر مذهب و مرام و جنسیتی، پیر و جوان، در نقاطی از شهرها و روستاها با همکاری یکدیگر به تدارک این جشن مشغول شده و بر بلندی ها، یا در محوطه های باز، آتشی بزرگ می افروختند و ساعت ها به جشن و پایکوبی می پرداختند.  

          سال هاست که به دلیل کارهایم در ارتباط با میراث فرهنگی، مرتب از چپاول آثار هنری قبل از انقلاب با خبر می شوم و رنج می برم: همان هزاران اثر هنری که پس از انقلاب از کاخ ها و موزه ها و خانه های مردم بیرون کشیدند و به عنوان «اموال طاغوت» مصادره و در انباری عظیم به نام «بنیاد مستصعفان» ریختند تا «مستکبران» جمهوری اسلامی بتوانند آن ها را از ایران خارج کنند و بفروشند. اکنون بسیاری از این آثار در موزه های شخصی اروپایی ها و آمریکایی ها و یا موزه های عمومی کشورهای حاشیه خلیج فارس به سر می برند؛ آثاری که اندکی شان صاحب خصوصی داشتند و بیشترشان جزو اموال ملی بودند. برخی از این آثار، که در موزه ی هنرهای معاصر نگهداری می شدند، اثر هنرمندان بزرگ ایران و جهان بودند که زیر نظر شهبانو فرح خریداری شده بودند و ایشان چند بار به طور علنی خطاب به مسئولین در ایران گفته اند که: «این آثار متعلق به مردم و جزو اموال ملی ست». اما این گواهی هم نتوانسته کاری انجام دهد و  آن ها هنوز و همچنان از این اموال به عنوان «اموال طاغوت» نام می برند و هنوز هیچ کس خبری درست از وضعیت آن ها ندارد.

بیانیه بنیاد میراث پاسارگاد به مناسبت جشن ملی یلدا
بار ديگر در آستانه ی جشن ملی یلدا هستیم؛ جشنی که جایگاه مهمی در فرهنگ ایرانیان دارد. چرا که يلدا تنها جشن ایرانی ست که هم بر مبارزه ی دلیرانه ی لشگریان روشنایی با مرگ اندیشان تاریکی تاکید دارد و هم بر رسیدن پایان جنگ، رنج و بی عدالتی.
قرن های قرن است که در اوج سرما و بلندی شب های زمستانی امید تازه ای در دل ایرانیان سر بر می کشد؛ امیدی که یلدا، همراه با عناصر طبیعت، به سادگی به یاد ما می آورد که نه تنها هر تاریکی و سرمایی پایانی دارد بلکه هر رنج و بیدادی هم در نهایت در برابر مهربانی خورشیدی که گوهر همیشه جاودان فرهنگ ماست، فرو خواهد ریخت.


کوروش و «اسباب کار» و هراس هر ساله حاکمیت از گردهمایی مردم در پاسارگاد
هفتم آبان، سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل می‌باشد.
کوروش یا ذوالقرنین؛ یک مصلح بزرگ در تاریخ بشریت است که با رفتار نیک اش شناخته می شود.
منشور این مصلح بزرگ بشریت آزادی است. منشوری که بر تغییر تاکید دارد و نه بازگشت به دیکتاتوری.
امروز دوشنبه ۷آبان است همان روزی که مردم را در پاسارگاد برای گرامیداشت روز کوروش، گرد هم ‌می‌آورد. نامش کوروش بود؛ دنبال آزادی مردمان بود؛ بدنبال تمدن بشری رفت و «یاجوج و ماجوج» را از میان برداشت؛ همان‌ها که دل‌ها از اسمشان می‌لرزید. شجاعت بی‌مانند کوروش و استفاده درست از «اسباب کار» این درس را به ما آموخت که با بکارگیری توانمندی‌ها می‌توانیم به آنچه می‌خواهیم برسیم؛ حتی اگر لازم باشد باید سدی در مقابل آن قوم «یاجوج و ماجوج» ساخت. بایستی همبستگی داشت؛ بایستی همه خلاقیت‌ها و اقوام و ملیت‌ها را بکار گرفت و «باید یکی شویم»……


احسان یارشاطر، پژوهشگر، ایرانشناس، استاد دانشگاه کلمبیا، بنیان‌گذار مرکز ایران‌شناسی در آمریکا و طراح و مدیر تدوین  «دانشنامه ایرانیکا » در  سن 98 سالگی در کالیفرنیا زندگی را بدرود گفت اما بدون تردید یارشاطر آن چه را که از خود به جای گذاشت اثری جاودان در تاریخ ایرانزمین و جهان خواهد بود

یارشاطر در دهه هفتاد، در کنار تحقیق و ترجمه برخی آثار در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران، بنیادی را در دانشگاه کلمبیا (نیویورک) تاسیس کرد تا فرهنگ، زبان و تاریخ ایران را به شکلی اکادمیک به جهانیان بشناساند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran11.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image9.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید