*مقاله زیر مختصری از مجموعه گزارشات مربوط به رخدادهای پس از بهار عربی و استیلای داعش بر برخی از سرزمین ها بین سالهای 2011 تا 2016 تهیه شده است.
جامعه بینالملل از میزان تخریب بناهای منحصر به فرد فرهنگهای مختلف خاورمیانه و از غارتهای بی‌شرمانه آثار هنری و فرهنگی در محدوده های تحت کنترل داعش و القاعده و گروههای مسلح تندروی دیگر، وحشتزده است. همچنین، بسیاری از آثار باستانی در مناطق جنگی و درگیریهای داخلی به خاطر بمباران هوایی، گلوله های توپخانه به نحوی غیر قابل جبران تخریب میشوند.
نقاط مهم باستانشناختی که ارزشی منحصر به فرد برای بشریت داشته اند، در عراق، سوریه، یمن و لیبی غارت و نابود شده اند. ساده انگاری است اگر باور کنیم این فرایند بعد از بهار عربی در ۲۰۱۱ آغاز شده است، چرا که نیروهای ائتلافی در ۲۰۰۳ نتوانستند به خاطر خلا قدرت، مانع تخریب و غارت عتیقه ها و آثار تاریخی توسط شبه نظامیان مسلح بعد از اشغال عراق شوند. بنا به گفته مصطفی امین، مدیر شورای عالی عتیقه های مصر، بیش از ۱۷۰ هزار اثر باستانی و هنری عراقی از زمان جنگ عراق دزدیده و قاچاق شده است.
با این وجود، این فاجعه فرهنگی بعد از قدرت یافتن متعصبان جهادی در بخشهایی از جهان عرب ابعادی تاسفبار یافته است. در برخی موارد، تخریب برنامه ریزی شده و هدفمند است، مثل شهرستان باستانی هاترا در عراق، که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داشت و از دوران اشکانیان در قرن سوم پیش از میلاد باز مانده بود که به وسیله عوامل وحشی دولت اسلامی، با خاک یکسان شد. مورد دیگر، نابودی آثار باستانی اکدی و آشوری در موزه موصل بود، مجموعه ای که زمانی بسیار بزرگ و گسترده بود. مثالهای فراوانی از تخریب بناها در عراق و سوریه وجود دارد که همگان از آن باخبرند. این افراد متعصب به مساجد متعددی که با معیارهای دگماتیک و جزمیشان منطبق نبوده اند هم رحم نکرده اند.

روز گذشته رسانه های داخلی خبر از تخریب یکی از دیوارهای آرامگاه «یعقوب لیث صفاری» دادند.(*) در این خبر گفته می شود تخریب این آرامگاه که در «فهرست میراث ملی ایرانیان» به ثبت رسیده، در حین عملیات مرمت آرامگاه صورت گرفته است. اما یکی از دوستداران میراث فرهنگی در ایران به بنیاد میراث پاسارگاد نوشته است که: «خراب کردن دیوار ضلع جنوبی آرامگاه ـ به دلایلی ـ از ابتدا جزو پروژه سازمان میراث فرهنگی بوده، و این سخن که می گویند، مرمت کاران اشتباه کرده اند، دروغ است» اما او هم دلایل خراب کردن این دیوار را نمی داند!

برای دوستداران میراث فرهنگی چهل سال است که خبر ویرانی آثار تاریخی و فرهنگیِ غیر مذهبی ایرانیان به صورت کابوسی تلخ تکرار شده است. هر چند وقت یکبار، خبر ویرانی بناهایی را می شنویم که به خاطر تعریض جاده ای، بزرگ کردن میدانی، گسترش فضای امامزاده و یا مسجدی، دفن «شهدای جنگ»، و یا «اشتباه مرمت کاران» انجام گرفته است. و همه ی این ها زیر نظر و یا با اجازه مستقیم «سازمان میراث فرهنگی و گردشگری» حکومت اسلامی بوده است.


 برای اطلاعات بیشتر در ویکی پدیا روی عکس کلیک کنید

براساس گزارش هایی که این روزها ازایران می رسد « باغ و موزه ی هرندی» که می تواند یکی از مراکز مهم گردشگری کرمان باشد، کاملا متروک شده است. این باغ و بنای آن یکی از زیباترین آثار تاریخی دوران ناصرالدین شاه است که به دلیل بی توجهی عمدی مقامات میراث فرهنگی به وضعیت فلاکت باری درآمده و اگر وضع به همین گونه ادامه پیدا کند، با ویرانی فاصله ای ندارد.

تا قبل از انقلاب اسلامی خانه و باغ هرندی مثل بیشتر باغ های قدیمی و خانه های تاریخی ایران سلامت و سرپا بود. در پی انقلاب این خانه به حال خود رها شد. دوستداران میراث فرهنگی کرمان معتقدند که دلیل اصلی بی توجهی به این باغ، اهمیت تاریخی آن در ارتباط با رضاشاه می باشد؛ زیرا قدمت، سبک معماری ساختمان ها، ترتیب پلکان ها، حوض ها، جوی ها، باغچه ها و درختان کهن باغ به مراتب زیباتر از خانه ها و باغ های دیگری ست که سازمان میراث فرهنگی ازآن ها مراقبت می کند.

خانه هرندی، در واقع آخرین محل اقامتگاه رضاشاه قبل ترک ایران بوده است.

يکی از جشن های ایرانی که از دوران باستان تا به امروز با ما آمده، «تیرگان» است. مهم ترین دلیل ماندگاری جشن تیرگان، استوره ی زیبایی ست که در دل آن نهفته است: استوره ی آرش کمانگیر؛ مردی که ايرانیان را از جنگی چندين ساله نجات می دهد و، با انديشه ی والای انسانی و جانی عاشق، تبديل به یکی از قهرمانانان ملی سرزمين مان می شود.

این استوره از جنگی چندين ساله و سخت ميان ایران و توران می گوید. ايرانيان در اين نبرد در نقطه ای از مازندران در تنگنا قرار می گيرند و به فکر چاره می افتند و، برای جلوگيری از ضايعات بيشتر، عاقلانه می کوشند تا جنگ را تمام کنند. تورانيان نيز، خسته از جنگی فرسايشی، پيشنهاد خاتمه ی جنگ را می پذيرند. اما معلوم نيست که پس از پايان جنگ مرز دو کشور در کجا خواهد بود تا از آن پس ديگر به خاک يکديگر تجاوز نکنند. قرار می شود هر کدام تيری از کمان رها کنند و تير هر جا که فرود آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند.

در چهل سال گذشته انقلابیون مسلمانِ حاکم برسرزمین مان، علاوه بر تحمیل و اجرای قوانین شرعیِ قرون وسطایی، هزارها اعلامیه و دستورهای عجیب و حیرت انگیز نوشته و صادر کرده اند که شبیه اش را جز در داستان های سورئالیستی در هیچ کجایی نمی توان پیدا کرد.

یکی از تازه ترین این دستورها را در نامه ای می توان دید، که چهارشنبه گذشته (اول خرداد 98) «محمدرضا علیرضایی» رییس شورای اسلامی ابیانه، به رییس اداره میراث فرهنگی شهرستان نطنز نوشته است. در این نامه علیرضایی از «حرمت شکنی و رفتار ناهنجار خارج از عرف اجتماعی و حرکات نابخردانه» گردشگران ابیانه ابراز نارضایتی شدید کرده و به مسئولین میراث فرهنگی دستور داده است تا پس از این «اجازه ندهند که هیچ گردشگری، به ويژه کسانی که گروهی وارد این دیار می شوند، بدون راهنمای مطلع و مطمئن در شهر رفت و آمد کنند». که البته کاملا روشن است که «راهنمای مطلع و مطمئن» باید بیشتر به یک مامور سخت گیر «بگیر و ببند» شبیه باشد تا یک راهنمای گردشگری.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

yazd3.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image17.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید